روي صحنه پر است از جعبههاي چوبي خالي، هندوانه، انار، فانوس و بيلبوردهاي چلچراغي. شرمين نادري يكي از نويسندگان اين هفتهنامه به عنوان مجري روي صحنه ميآيد و به دنبال نيما رئيسي ديگر مجري برنامه ميگردد كه به يكباره نيما رئيسي از سقف صحنه به روي صحنه پرت ميشود و اينچنين برنامه چلچراغ مثل خودشان عجيب و غريب در سالن اريكه ايرانيان آغاز ميشود. كليپ محرمانه چلچراغ پخش ميشود. اين كليپ مربوط به اتفاقاتي است كه داخل اين نشريه مي افتد و به معرفي نويسندهها ميپردازد. بعد ميروند سراغ دادن 14 نشان به 14 چهره برگزيده كه خوانندگان چلچراغ از شب يلداي گذشته تا امروز انتخاب كردهاند. هر لحظه روي صحنه اتفاقات عجيب و غريب ميافتد. وسط برنامه يك فرد آتش گرفته به سمت صحنه ميرود و آتشنشان هم به دنبالش كه همه را اول به تعجب و بعد به خنده واميدارد. همه اين اتفاقات عجيب زير سر پيمان ابدي بدلكار سريال تلويزيوني «هشدار براي كبري 11» كه در حال حاضر به ايران بازگشته، است. در طول برنامه 4 ساعته هفته نامه چلچراغ 3 بار برق سالن قطع شد كه بعدا مشخص شد برق منطقه قطع شده، در طول 4 ساعت 3 بار! حافظخواني شب يلداي چلچراغ را مثل سال گذشته خاتمي برعهده دارد و چون به علت مشغله نتوانسته حضور پيدا كند فيلمي از او پخش ميشود كه هم پيام وي براي چلچراغ مبني بر اينكه اين نشريه را دنبال ميكند و هفتهنامه چلچراغ را به عنوان يك هفتهنامه سالم و حرفهاي معرفي ميكند را دربر دارد و هم حافظ را به نيت همه بچههاي چلچراغ باز كرده و ميخواند.بزرگمهر شرفالدين، دبير جشن و سردبير چلچراغ در مورد نتيجه جشن ميگويد: «كاملا از برنامه راضي نبوديم، چون 80 درصد برنامههاي ما انجام شد و به دليل قطع برق ما از برنامه عقب افتاديم، البته وقتي برق قطع شد جمعيت همه يكصدا شروع به خواندن يار دبستاني كردند كه محيط را خيلي بيشتر گرم كرد تا برق آمد.» سالن آرام آرام خالي ميشود و همه چيز تبديل به يك خاطره خوب براي عموزاده خليلي، مديرمسوول نشريه و همه بچههاي چلچراغ و خوانندگان آن ميشود.










































































































