


به قد و قواره شان نگاه و پیش خود فکر می کنید دیگر از تو گذشته است انعکاس شور و نشاطشان از ورطه لبخند پهن شده توی صورتت می گذرد و وادارت می کند چشم ها را بسته و به سه رهه پیش برگردی. به وقتی که هنوز مرزهای جغرافیایی به نسبت وسعت نیافته بود و می شد خطر کرد و دل به آب داد. دلت برای جسارت های دنیای پاک کودکی تنگ می شود. به خودت که می آیی، لباس ها را کنده و توی آب پریده ای و بچه ها دوره ات گرفته اند و به دنیای زودگذر شیطنت دعوتت می کنند.






































































































